گزارش پرواز از موستاق آتا


پرواز از ارتفاع 5,410 متری قله موستاق آتا در کشور چین برای اولین بار

 

در تاریخ 27 تیر ماه 1390 برای پنجمین بار قصد صعود قله 7,546 متری موستاق آتا عازم منطقه ترک نشین کشور چین شدیم و از آنجاییکه آخرین بار در سال 1387 این قله را صعود کرده بودم اما این بار برایم نسبت به سالهای گذشته متفاوت تر و مهیج تر بود چون از آن تاریخ به بعد پرواز با پاراگلایدر را آموخته بودم و در طی این سه سال در تلاش آن بودم که چنانکه اگر دوباره به این قله عزیمت کنم حتما پاراگلایدر خود را همراه خود برده و پروازی انجام دهم، که خوشبختانه این موفقیت در تاریخ 31/4/90 نصیب من گردید و برای اولین بار از ارتفاع 5,410 متری این قله پرواز نمودم

روز پنجشنبه 30/4/90 ساعت 10 صبح از کمپ اصلی که در ارتفاع 4,200 متر واقع شده است بخشی از بارهای سنگین کوهنوردی و کوله پاراگلایدر را که 16 کیلو بود آماده نموده و با الاغ بسوی کمپ اول فرستادیم و سپس تمامی نفرات تیم بهمراه کوله بار راهی مسیر کمپ اول شدیم و بعد از 4 ساعت صعود ملایم به محل کمپ رسیدیم و شروع به برپایی چادرها شدیم و سپس من دنبال جایی مناسب برای گستردن بال که قرار بود فردا پروازی انجام دهم افتادم در اول قصد داشتم تیک آف را از روی برف ها انجام دهم که بعد از بررسی کامل متوجه شدم که تمامی برف ها بدلیل نباریدن برف تازه سفت بود و احتمال زیاد موجب خطر گردد صرفنظر نموده و در جلوی چادر جای نه چندان مناسبی را برای وجود باد هد که پوشیده از سنگ های تیز بود پیدا کردم و در حدود یک ساعت تمام در آن ارتفاع با جابجایی سنگ های بزرگ و تیز محل را برای پهن کردن بال آماده نمودم و سپس داخل چادر رفته و همگی به استراحت پرداختیم و شب را در آن ارتفاع بسر بردیم . صبح ساعت 8 بوقت پکن از خواب بیدار شده و تدارکات صبحانه را با دوستان شروع نمودیم از آنجاییکه محل کمپ در یال جبهه غربی کوه قرار داشت تا ساعت 10 صبح هنوز از آفتاب خبری نبود و مسیر باد از کوه به پایین می وزید تا اینکه صبحانه را میل نموده و بتدریج  از چادر بیرون زدیم ساعت 10 صبح آفتاب از پشت قله کوه بآرامی می تابید ولی هیچ تاثیری بازهم در جهت وزش باد نداشت و همچنان باد پشت ادامه داشت ساعت 30/11 بود باد از پایین شروع بوزیدن نمود ولی آنچه که تصور داشتیم باد هد خواهیم داشت نبود و باد مرتب از جبهه جنوب غربی که نسبت به محل تیک آف 45 درجه زاویه داشت می وزید، در این میان با توجه باینکه بال را پهن نموده و آماده شده بودم و بخاطر اینکه بال به سنگ های بزرگ گیر نکند از دوستان یاری گرفته بودم که در یک فرصت کوتاه و با استفاده از باد هد شروع بدویدن نمودم که متاسفانه مسیر ناهموار دویدن و تغییر جبهه باد لحظه ائی موفق به پرواز نشدم، حتی در این میان بخشی از بال نیز با تماس با سنگهای تیز دچار پاره گی شد ولی خوشبختانه بنده با داشتن تجربه اینگونه پیش آمدها چسب مخصوص همراه داشتم که سریعا اقدام به تعمیر آن شدم و دوستان را برای یاری مجددا فراخواندم و تقاضا کردم که برای بال دیواره کامل تشکیل داده و در جهت جنوب غربی مسیر نگه دارند ساعت 15/12 را نشان میداد و تمامی کوهنوردان خارجی در محل کمپ به تماشای پرواز من اطراف جمع شده بودند سرعت باد 10 الی 12 کیلومتر در ساعت در وزیدن بود و سرمای بیشتری در آن ارتفاع حاکم بود و من نیز بدلیل آن از کاپشن پرقو و دستکش ضخیم استفاده نموده بودم که این باعث کندی تحرک من بود آماده تیک آف بودم با کشیدن بال بر روی سرم پایدار بودن بال را احساس کردم و با چند قدم دویدن اوج گرفتم تمامی منطقه زیر پایم بودم و کوهنوردانی که از پایین به طرف بالا در حال صعود بودند هیجان زده در مسیر مرا می نگریستند با توجه باینکه سمت راست مسیر پرواز دره عظیمی با وجود یخچالهای بزرگ و سمت چپ نیز دره عظیم دیگری وجود داشت و بوجود احتمال سینک های لحظه ایی از ورود به این دو سمت خودداری کرده و مسیر پرواز را از روی یال ادامه دادم در مسیر پرواز با دو لیفت کوچکی مواجه شدم که کمی موجب افزایش ارتفاع گردید مناظر اطراف و دره ها واقعاً بی نظیر و دیدنی بود و وقتی که بر روی محوطه کمپ اصلی رسیدم 5,010 متر ارتفاع داشتم حتی اگر پرواز را بسوی پایین ادامه می دادم تا دهکده سوباشی که در ارتفاع 2,300 متر واقع شده بود براحتی دست بیابم ولی برگشت آن یک مشکل دیگری بود بنابر این محوطه کمپ اصلی را ترجیح داده و بر روی کمپ اصلی در دیدگان کوهنوردان سرتاسر جهان که حضور داشتند با بیش از 10 مورد چرخش 360 درجه بعد از 15 دقیقه در کنار چادر ها توانستم لند کنم ذر این میان اهالی منطقه که مرا از قبل می شناختند بهمراه کوهنوردان خارجی همه برای تبریک گفتن به دور من تجمع کردند و دوربین روی کاسک من با روشن بودن چراغ قرمز مشغول فیلمبرداری بود که در این میان یک نفر با عصبانیت و با تکان دادن انگشت اشاره خود که دوربین را اشاره میکرد جلو آمد ایشان افسر رابط در منطقه بود و بزبان انگلیسی آشنا نبود ولی یکی از راهنماهای های کمپ ما که انگلیسی شکسته بسته صحبت میکرد سر رسید و گفته های ایشان را ترجمه کرد و چنین گفت که پرواز کردن و حتی فیلمبرداری از هوا اکیدا ممنوع می باشد تازه من قصد داشتم بعد از این پرواز مجددا بال را به کمپ دوم به ارتفاع 6,200 متر انتقال دهم و پرواز دومی را از آنجا، و بدنبال آن از ارتفاع 6,800 متر کمپ سوم پرواز کنم چون هوا و باد چند روز آینده طبق هواشناسی آفتابی و خیلی مناسب برای پرواز بود که متاسفانه در این مورد شانس یاری مان نکرد، و آن افسر رابط تاکید کرد که حق جابجایی تجهیزات پرواز خود بخصوص دوربین را ندارید تا اینکه ژاندارم منطقه برسد، بنده با اعتراض باینکه بال را نمی توان به طور باز در معرض نور خورشید قرار داد، در نهایت با تلاش زیاد اجازه دادند تا بال را در کیسه کلمی گذارده و با هارنس در کنار کمپ نگهداری شود، ولی من از اینکه اگر ژاندارم سر برسد نگران بودم که حتما کارت مموری دوربین را خواهد گرفت سریعا دست بکار شده و با درآوردن کاپشن پر قو از تنم و انداختن آن بر روی کلاه کاسک و سپس برداشتن آن همزمان با کندن دوربین از روی کلاه کاسک بدون اینکه آنها متوجه شوند این کار را انجام دادم و با کاپشن بسوی چادر خودم براه افتادم در چادر سریعا مموری دوربین را به یک مموری جدید که همراه داشتم جا بجا کردم و مجدداً دوربین را بجای اولش نشاندم بعد از 1 ساعت 3 نفر ژاندارم درجه دار به کمپ اصلی رسیدند یکی از آنها از ترک های منطقه بنام عبدالمجید بود که با دوست من عطااله همکلاس بودند و سفارش ما را تلفنی کرده بودند آنها با کلی تجهیزات الکترونیکی و نرم افزاری را که چنانکه مموری را پاک کرده باشم آن را جستجو کنند همراه داشتند که خوشبختانه هوشیاری اینجانب و تعویض کارت مموری و پنهان نمودن آن در زیر سنگی در منطقه، آنها توانستند فقط کارت مموری جدید را که سریع با آن از کمپ اصلی فیلمبرداری کرده بودم با نرم افزارهای خود بررسی کنند، اما افسر رابط پشت سر هم به ژاندارم ها تاکید می کرد که من دیدم چراغ قرمز دوربین ایشان روشن بود و داشت فیلمبرداری میکرد اما ایشان نتوانست ثابت کند در این میان با عبدالمجید ژاندارم ترک زبان در این خصوص صحبت کردم و علل ممنوع بودن را پرسیدم ایشان گفتند مشکل فیلمبرداری هوایی است چون اینجا منطقه مرزی می باشد در این میان از ایشان اجازه پرواز بدون فیلمبرداری را خواستم اما ایشان تاکید کردند که اصلا نباید پرواز کنم و گفتند که من این دو ژاندارم چینی را متقاعد کردم که مسعود غریبه نیستند و هر سال به منطقه می آیند و نگرانی نیست در غیر اینصورت می خواستند تجهیزات را توقیف و به مقامات قضایی تحویل دهند، بهر حال بخیر گذشت و موفق شدم آن فیلم زیبای پرواز را که در حین پرواز به تصویر کشیده بودم با خود به ایران بیاورم

تهیه و تنظیم

مسعود آقابالائی

فهرست
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.